الشيخ محمد الصادقي الطهراني

47

علم قضاوت در اسلام (از ديدگاه كتاب و سنت) (فارسى)

راه خدا ، كه او گمراهىاست ستمگر ، به‌كلام بدعت و دعوتِ ضلالت بس دلخوش كرده ، براى هركه گولش را خورَد فتنه و آشوب است ، از راه رهروان گذشته‌اش منحرف شده ، هركس را كه در زندگيش يا پس از مرگش از او پيروى كند گمراه كننده است . باركِشِ خطاهاىِ ديگران است و گرفتار خطاى خود و در نادانى فرو رفته است و در ميان نادانان موقعيتى دارد ، در درگيرىهاى فتنه و آشوب تجاوزگر است ، از نگريستن به‌آن‌چه در قرارداد صلح آمده كور است ، آنان‌كه شبيه مردمند او را دانشمند نامند ولى بىدانش است ، زود سر بلند كرده و بسى زياد گرد آورده ( چه از مال و منال و چه از هر مقام و موقعيتى ) هرچه از او كمتر باشد و نمود كند بهتر است از زيادش ، تا از گندابى سيراب شود و ناگهان گنجى و ذخيره‌اى به‌دست آورد : و ميان مردمان بر مسند قضاوت تكيه زند تا آن‌چه را از براى ديگران ملتبس و مشتبه است خلاصى دهد ، اگر قضيه‌اى مبهم بر او وارد شود حاشيه‌اى گنديده از رأيش آماده ساخته و قاطعانه به آن حكم كند ، از درگيرى شبهات هم‌چون تار عنكبوت است ( كه هرچه پيچد ، به‌دور خود مىپيچد ، و پيچيدگى شبهه را افزون مىكند ) نمىداند درست رفته يا خطا ، اگر درست رفته باشد بيم خطا دارد و اگر خطا كرده اميد درستى دارد ، نادان است و ديوانه‌وار در نادانىها غوطه‌ور ، كور است و كوركورانه سوار گمراهىها ، با ضرسِ قاطع هرگز به‌علم يقين نكرده ( هيچ‌گاه قطعيتى در نظرات خود نداشته و نمىتواند داشته باشد ) روايات را هم‌چون تندباد به‌هم مىريزد و مىپاشد ، نه خود